هديهي پاي تو زر بايستي
شاعر : خاقاني
| رشوهي راي تو زر بايستي | | هديهي پاي تو زر بايستي | | طرب افزاي تو زر بايستي | | غم عشقت طرب افزاي من است | | پيشکشهاي تو زر بايستي | | جان چه خاک است که پيش تو کشم | | کشته در پاي تو زر بايستي | | ديده در پاي تو گشتن هوس است | | خرج فرداي تو زر بايستي | | گرد هم اجراي امروز تو جان | | وقت صفراي تو زر بايستي | | ترش روي است زر صفرا بر | | کار پيراي تو زر بايستي | | آتش بسته گشايد همه کار | | صلح فرماي تو زر بايستي | | بيزري داشت تو را بر سر جنگ | | در تمناي تو زر بايستي | | کوه سيميني و هم سنگ توام | | هم به بالاي تو زر بايستي | | تا کنم بر سر و بالات نثار | | که چو سيماي تو زر بايستي | | ديد سيماي مرا عشق تو گفت | | هم به سوداي تو زر بايستي | | دل سودائي خاقاني را | |
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}